ملاصدرای شیرازی
صدرالمتالهین(ره) بعد از تبيين اصل ضرورت و تداوم حجت در زندگي بشري و دفاع از مذهب بر حق اماميه، بعضي از شبهاتي را كه ديگران وارد كردهاند، مطرح كرده و به آنها پاسخ ميدهد.
1 ـ طول عمر حضرت: يكي از شبهاتي كه مخالفان و منكران وجود مهدي(عج) كراراً مطرح ميكنند، مسأله طول عمر حضرت است و گاه متفكّرانه ميگويند: با اصول علمي و طبّي سازگار نيست كه انساني، عمري به اين درازي داشته باشد؟ که مرحوم ملاصدرا می گوید: اولا : اين شبهه علمي نيست و صرف استبعاد است. ثانيا : وجود در دورههاي گذشته نیز ما افرادی داشته ایم که طول عمر بسیار داشته اند. ثالثاً : ادلّه طبي و نجومي موافق با طول عمر است.
2 ـ فايده امام غايب: نكته ديگري كه برخي به عنوان شبهه مطرح ميكنند، اين است كه فايده امام غايب چيست؟ که صدر المتالهین در جواب می گوید: اولا : غرض اصلي از خلقت امام، هدايت رهبري مردم نيست كه اگر اين، محقق نشد امام فاقد فايده خود گردد؛ بلكه هدف از خلقت اين موجودات اشرف، اين است كه آنان واسطه در فيضاند. بر اين اساس فرقي ندارد كه امام "ظاهر مشهور" باشد يا "خامل مستور" ثانیا : فوايد امام منحصر و محصور به ديدن او نيست و فوايد زيادي، بدون رؤيت او ميتواند نصيب جامعه ديني گردد، معرفت امام و تصديق به وجودش و اعتراف به خلافت الهي او، فوايد كثيري را متوجه مؤمنان ميكند و فايده، منحصر در مشاهده او نيست.
هانری کربن اسلام شناس غربی
كربن در تحليلى جالب از حضرت قائم(عج) مىنويسد: "جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشهاى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مىبرند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مىگردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را; يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مىشود از دست مىدهند، يا آن را فلجساخته و از قدرت و كار مىاندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت."
در جای دیگر می گوید: "سلطنت امام، مقدمه رستاخيز عظيم (قيامة القيامة) است. رستاخيز يا برخاستن مردگان به همين نسبت قيام عمومى حضرت حجت، مجال براى تحقق فلسفه وجودى بشر در حيات زمينى خود است. به عبارتى معاد شيعه همچون معاد زرتشتى قرار گرفته، تحت تاثير قائم و اصحاب او قرار دارد. در عين حال هجرت انفرادى را از انديشه «قيامت كبرى» يعنى فرا رسيدن دهر جديد جدا نمىسازد.
كربن در بخش ديگرى از نوشتههاى خود به بيان تفاوت عقيده مسيحيان به حضرت عيسى بن مريم، پرداخته و پس از اذعان به اين نكته كه امامان همه نور و حقيقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شدهاند مىنويسد: "وقتى نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگيريم، مىبينيم مساله به هيچ روى شبيه به اتحاد اقنومى در طبيعت نيست. امامان، ظهورات و تجليات الهى هستند. قاموس فنى زبان، كلمات را پيوسته به مقابله با عمل آيينه باز مىگرداند. پس بدين گونه، امامان همچون ظهور الهى، بى هيچ كم و بيش «اسماء الله» مىباشند و به اين عنوان از دو مهلكه تشبيه و تعطيل مصونند."
* سید محمد ناظم زاده قمی، محقق حوزه علمیه قم