حکما مىگویند: وجود، حیات، علم، قدرت، رحمت وسایر کمالات از مبدأ فیّاض بر موجودات پایین نمىرسد مگر آنکه در مرتبه سابق، بر موجود اشرف رسیده باشد، همانند چراغى که نزد ما روشن است، ابتدا مکانى که نزدیک به اوست روشن مىشود، سپس دورتر از آن استفاده مىکند و... .
در امور غیر حسّى از قبیل وجود وحیات وعلم وقدرت وتمام کمالات که از ذات اقدس الهى تراوش نموده وبر ماهیّات امکانى تجلّى مىیابد، در ابتدا ماهیّاتى بهرهمند مىشوند که در رتبه، اشرف واقدم از سایر ماهیّات هستند.
علامه طباطبایى؛ مىگوید: «معنا ومفهوم قاعده امکان اشرف آن است که ممکن اشرف باید در مراتب وجود اقدم از ممکن اخسّ باشد، لذا باید ممکنى که اشرف از اوست قبل از او موجود باشد...».
ملاصدرا در استدلال بر این قاعده مىگوید: «اگر ممکن اخسّ از طرف خداوند موجود شد باید قبل از او ممکن اشرف موجود باشد وگرنه در صورت تحقق، همزمانى اشرف واخسّ لازم مىآید که دو چیز در یک مرتبه براى یک ذات از یک جهت از واجب لذاته صادر شود، که محال است. ودر صورتى که موجود اشرف بعد از موجود اخس وبه واسطه موجود شود لازم مىآید که معلول، اشرف از علت واقدم از او باشد، که این نیز محال است...».( نهایة الحکمة، ص 320و319)
مىدانیم که انسان، اشرف مخلوقات است، زیرا او اشرف از حیوان، وحیوان اشرف از گیاه وگیاه اشرف از جماد است. وبه حکم قاعده امکان اشرف، محال است وجود از مبدأ فیاض به جماد برسد قبل از آنکه در رتبه سابق، به حیوان رسیده باشد، وهمچنین به حیوان برسد قبل از آنکه در رتبه سابق به انسان رسیده باشد. ونیز محال است که وجود، حیات، علم، قدرت وجمال وجلال و... از مبدأ فیّاض بر افراد انسان برسد قبل از آنکه این کمالات به انسان کاملى که حجت خدا روى زمین است رسیده باشد.
بنابراین قاعده، مادامى که فردى از افراد بشر در خارج موجود است باید فردى به نام انسان کامل که از او به حجت خدا تعبیر مىشود روى زمین موجود باشد.
کلینى به سندش از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: «الحجّة قبل الخلق ومع الخلق وبعد الخلق»؛ «حجت، قبل از خلق وبا خلق وبعد از خلق خواهد بود.»( کافى، ج 1، ص 177، ح 4)
ونیز مىفرماید: «لو لمیبق فى الأرض إلّا اثنان، لکان أحدهما الحجّة»؛ «اگر در روى زمین جز دو نفر کسى نباشد حتماً یکى از آن دو امام خواهد بود.»( همان، ص 179، ح 1)