پیامبر اکرم (ص) مطابق حدیثى فرمود: «إنّى تارک فیکم خلیفتین کتاب اللَّه حبل ممدود ما بین السمآء والأرض أوما بین السمآء إلى الأرض، وعترتى أهل بیتى، وإنّهما لن یفترقا حتّى یردا علىّ الحوض»؛
«همانا من دو جانشین را در میان شما مىگذارم: کتاب خدا، ریسمان کشیده شد مابین آسمان وزمین یا مابین آسمان تا زمین، وعترتم اهل بیتم، وهمانا این دو از یکدیگر جدا نمىشوند تا در کنار حوض بر من وارد شوند.»(مسند احمد، ج 5، ص 181)
در این حدیث پیامبر اکرم (ص) مىفرماید: «کتاب وعترت تا قیامت از یکدیگر جدا نمىشوند»، مطابق این گفتار اگر زمانى عدلِ کتاب که همان عترت است در روى زمین نباشد لازم مىآید که این دو از یکدیگر جدا شده باشند، واین با ظاهر حدیث مخالف است.
ابن حجر مکّى مىگوید: «در احادیثى که سفارش به اهل بیت شده به این نکته اشاره دارد که تا روز قیامت زمین خالى از اهل بیتى که اهلیّت هدایت دارند نخواهد بود، همان گونه که کتاب عزیز چنین است. ولذا اهل بیت اَمان براى اهل زمین معرفى شدهاند. ونیز در روایات آمده است: «در هر قوم ودستهاى عدولى از اهل بیت من است».(صواعق المحرقه، ص 90)
حافظ سمهودى مىگوید: از این حدیث «ثقلین» استفاده مىشود که هر زمان باید فردى از اهل بیت که سزاوار تمسک به اوست تا روز قیامت موجود باشد، تا امر به تمسکى که در روایت به آنها شده معنا پیدا کند، همان گونه که کتاب عزیز چنین است، ولذا اهل بیت اَمان اهل زمین معرفى شدهاند که هر گاه از روى زمین بروند زمین نیز نابود خواهد شد».(جواهر العقدین)
همین معنا از علامه مناوى در شرح جامع الصغیر سیوطى رسیده است.(فیض القدیر، ج 3، ص 15) نتیجه اینکه از حدیث ثقلین که مورد اتفاق بین شیعه وسنى بوده واز احادیث متواتر است به خوبى استفاده مىشود که در هر زمان، امام معصومى از عترت پیامبر (ص) واهل بیت معصوم او باید موجود باشد، امامى که اهلیّت براى اقتدا وتمسک را داشته باشد، کسى که خود به هدایت مطلق رسیده واز ضلالت به دور است ولذا مىتواند دیگران را نیز به هدایت مطلق رسانده واز مطلق ضلالت وگمراهى دور کند. چنین شخصى در این زمان غیر از حضرت مهدى (ع) نیست.