بخارى ومسلم ودیگران به سندهاى خود از رسول خدا (ص) نقل کردهاند که فرمود: «لایزال هذا الأمر فى قریش ما بقى من الناس اثنان»؛ «این امر خلافت در قریش ثابت است مادامى که دو نفر از مردم باقى باشد.»(صحیح بخارى، ج 9، ص 78 ؛ صحیح مسلم، ج 3، ص 1452 ؛ مسند احمد، ج 2، ص 29)
در این حدیث خبر از واقعیتى خارجى مىدهد که واجب است تحقق یابد ووظیفه مسلمین است که خلافت رسول خدا (ص) را در هر زمان به دست یک نفر شایسته از قریش قرار دهند. مقصود از «هذاالامر» چیست؟ همان امرى است که در آیه «اولى الامر» به آن اشاره شده است: «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِى الأَمْرِ مِنْکُمْ».(سوره نساء، آیه 59)
مطابق بیان فخر رازى ودیگران، مقصود از «اولىالامر» در این آیه معصومین هستند.(تفسیر فخر رازى، ج 10، ص 144 ؛ تفسیر المیزان، ج 4، ص 401-387)
پس باید در هر زمانى امام معصومى از قریش باشد مادامى که عمر دنیا به سر نیامده واز مردم روى زمین دو نفر باقى مانده است، واو در این زمان، غیر از حضرت مهدى (ع) نیست.
به بیان دیگر: مقصود از «الامر» در روایت وآیه، امر زعامت وولایت ورهبرى ظاهرى وباطنى وهدایت مطلق مردم به حق وحقیقت است، شخصى که به تمام معنا داراى صفات وخصوصیات پیامبر است تا بتواند امر خلافت وجانشینى او را در تمام شؤونات به جز وحى ادامه دهد، چنین شخصى در هر زمان باید موجود باشد، ودر این زمان کسى جز حضرت مهدى (ع) نیست.
ابن حجر عسقلانى مىگوید: «نماز خواندن عیسى (ع) پشت سر مردى از این امت در آخرالزمان ونزدیک به برپایى قیامت، دلالت صحیح بر این قول دارد که: زمین هیچ گاه از حجتى که قائم باللَّه است خالى نخواهد بود».(فتح البارى، ج 6، ص 385)