ترسیم خطوط کلّى براى روز موعود به شروع خلقت باز مىگردد؛ زیرا این روز هدف وغرض اساسى براى خلقت است. براى توضیح این مطلب به نکاتى چند اشاره مىکنیم:
1 - براى برپایى حکومت عدل جهانى دو شرط اساسى وجود دارد: یکى شناخت کامل عدل به معناى وسیعش ودیگرى آمادگى براى فداکارى در راه پیاده کردن عدالت در سطح جهان، بعد از علم وشناخت عدل.
بشر این دو شرط اساسى را از ابتداى خلقت نداشته است، بلکه انبیا متکفّل این دو امر مهم شده ودرصدد تربیت بشر براى رسیدن به آن دو بودهاند. گرچه انبیا در شرط اوّل به موفقیّت رسیده وعدل را به معناى وسیع وهمه جانبهاش براى مردم تبیین نمودهاند ولى در طول تاریخ خود نتوانستند شرط دوم را به طور کامل محقق سازند، واین نه به جهت قصور در انجام وظیفه آنان بوده، بلکه به خاطر قصور یا تقصیر از جانب مردم بوده است.
2 - انبیا در طول تاریخ بعثت خود مردم را به هدف وغرض اساسى از خلقت بشر که همان رسیدن به حکومت عدل توحیدى است گوشزد مىکردهاند. خداوند متعال مىفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ»؛«در زبور بعد از ذکر [تورات] نوشتیم بندگان شایستهام وراث [حکومت] زمین خواهند شد.»( سوره انبیاء، آیه 105.)
ونیز مىفرماید: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الوارِثِینَ»؛ «ما مىخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم وآنان را پیشوایان
ووارثان روى زمین قرار دهیم.»( سوره قصص، آیه 5.)
ونیز مىفرماید: «هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدى وَدِینِ الحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ»؛ «او کسى است که رسول خود را با هدایت ودین حقّ فرستاد تا او را بر همه ادیان غالب سازد هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.»( سوره صف، آیه 9.)
3 - براى هیچ یک از انبیا، شرایط اساسى وعمومى براى هدایت کلّ بشر وتشکیل حکومت عدل توحیدى در سطح جهان فراهم نشد، زیرا دو شرط اساسى براى تشکیل چنین حکومتى فراهم نگشت:
الف) انبیا گرچه مفهوم عدل کامل وبه معناى وسیع آن را براى مردم تفهیم نمودند ولى بشر به آن درجه از فهم وشعور نرسیده است تا به حقیقت آن در سطح گستردهاش پى برده باشد. لذا هدف انبیاى سابق بر حضرت موسى (ع)، ترسیخ وتثبیت عقیده مردم بوده، وتکالیف شرعى فرعى زیادى نداشتهاند، تا اینکه از زمان حضرت موسى (ع) تا عصر بعثت رسول اکرم (ص) خصوصاً در شریعت اسلام شرایع به صورت تفصیل تبیین شده است.
ب) تاکنون هیچ امّتى به حدّى نرسیدهاست که بتواند در راه پیاده شدن حکومت عدل توحیدى جهانى فداکارى تام وتمام داشته باشد. حضرت نوح950 7 سال قوم خود را به حقّ وحقیقت دعوت کرد ولى به جز اندکى به او ایمان نیاوردند. قوم حضرت ابراهیم (ع) به جاى پذیرش دعوتش او را در آتش انداختند. قوم حضرت موسى (ع) درخواست او را براى مقابله با حاکمان ظالم فلسطین رد کرده وگفتند: «فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقاتِلا إِنّا ههُنا قاعِدُونَ»؛ «تو وخدایت بروید وبا آنان بجنگید ما اینجا نشستهایم.»( سوره مائده، آیه 24.)
حواریون حضرت عیسى (ع) در قدرت خداوند شک نمودند وبه عیسى خطاب کرده، گفتند: «یا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنا مآئِدَةً مِنَ السَّمآءِ»
«اى عیسى بن مریم! آیا پروردگارت قدرت دارد که براى ما سفرهاى غذا از آسمان نازل کند.»(پاورقی . همان، آیه 112.)
نتیجه: گرچه خطوطى کلّى واساسى روز موعود از ابتداى خلقت ترسیم شده است ولى هنوز شرایط تحقق وپیاده شدن آن فراهم نگشته است.