حکمت بقا وزنده ماندن حضرت مسیح (ع) تاکنون بر حسب آنچه که عقول ما درک مىکند امورى است:
1 - در حضرت عیسى (ع) خصوصیاتى یافت مىشود که در سایر انبیا نبوده است، از قبیل ولادت بدون پدر، زنده کردن مردگان، به آسمانها رفتن ودیگر خصوصیات.
2 - زنده بودن وبقاى او برهان ودلیل وشاهدى بر غیبت امام مهدى (ع) خواهد بود، زیرا بقاى مسیح با عمرى بیش از دو هزار سال، دلیلى بر امکان وجود وحیات حضرت مهدى (ع) در کمتر از این مقدار سال است، همان حکمتى که در روایات براى طول عمر حضرت خضر بیان شده است.
شیخ صدوق؛ در «کمال الدین» به سند خود از امام صادق (ع) نقل مىکند که فرمود: «...بلى، إنّ اللَّه تبارک وتعالى لمّا کان فى سابق علمه أن یقدّر من عمر القائم (ع) فى آیام غیبته ما یقدّر، وعلم ما یکون من إنکار عباده بمقدار ذلک العمر فى الطول، طوّل عمر العبد الصالح فى غیر سبب یوجب ذلک إلاّ لعلّة الاستدلال به على عمر القائم (ع) ولیقطع بذلک حجة المعاندین لئلاّ یکون للناس على اللَّه حجة»؛ «...آرى، از آنجا که در علم سابق خداوند مقدّر شده بود که عمر قائم (ع) را در ایام غیبتش طولانى مىگرداند ومىدانست که این مقدار طول عمر را بندگانش انکار مىکنند، لذا عمر بنده صالحش را تنها به جهت استدلال وشاهد آوردن عمر قائم (ع) طولانى کرد، وتا اینکه حجت ودلیل معاندین قطع گردد وبراى مردم حجت واستدلالى بر خدا نباشد.»( کمالالدین، ص 357، ح 53 ؛ الغیبة، طوسى، ص 172، ح 129 ؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 222.)
پرسش : حکمت مشارکت حضرت مسیح(ع) در تشکیل حکومت جهانى چیست؟
پاسخ : شرکت حضرت مسیح (ع) در تشکیل حکومت عدل توحیدى جهانى ومساعدت حضرت مهدى (ع) در این امر مهم جهاتى دارد که به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - از آنجا که مسیحیان جماعت زیادى را از مردم عالم تشکیل مىدهند، لذا با نزول او از آسمان ومشاهده معجزه از او، ایمان آورده ودر حقیقت به جهت پیروى واقتداى او به حضرت مهدى (ع)، مسیحیان نیز تسلیم حضرت مهدى مىشوند.
2 - در نتیجه جهت اوّل، فتح وپیروزى حضرت بر عالم سریعتر وآسانتر خواهد شد، ولذا به جهت ایمان مسیحیان به امام مهدى (ع) بدون جنگ وخونریزى بخش عظیمى از عالم تحت اختیار حضرت قرار خواهد گرفت.
پرسش : آیا حضرت عیسى(ع) به زمین باز مىگردد؟
پاسخ : مطابق نصّ آیات قرآن واناجیل، حضرت عیسى (ع) به آسمانها رفت ودر پایان تاریخ به زمین باز مىگردد.
در انجیل یوحنّا مىخوانیم: «از من شنیدید که به شما گفتم: من مىروم ودوباره به سوى شما باز مىگردم».( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل یوحنّا، ص 339، رقم 30-28.)
در قرآن نیز به نزول حضرت عیسى (ع) اشاره شده است:
1 - خداوند متعال مىفرماید: «وَیُکَلِّمُ النّاسَ فِى المَهْدِ وَکَهْلاً»؛ «واو [عیسى] در گهواره وهنگام پیرى با مردم سخن مىگوید.»( سوره آل عمران، آیه 46.)
مىدانیم که حضرت عیسى (ع) هنگام سى سالگى به آسمانها رفت، پس مقصود به پیرى همان زمان نزول او از آسمان در آخرالزمان است.
2 - ونیز خداوند مىفرماید: «وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الکِتابِ إِلّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَیَوْمَ القِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً»؛ «وهیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش
به او [مسیح] ایمان مىآورد وروز قیامت بر آنها گواه خواهد بود.»( سوره نساء، آیه 159.)
ضمیر در «به» و«موته» به حضرت عیسى (ع) باز مىگردد. از این آیه به خوبى استفاده مىشود که حضرت عیسى در آخرالزمان از آسمان نزول کرده ومردم به او ایمان خواهند آورد.( ر.ک: صحیح بخارى، ج 4، ص 143 ؛ درالمنثور، ج 2، ص 241 ؛ و... .)
3. ونیز مىفرماید: «وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلسّاعَةِ فَلاتَمْتَرُنَّ بِها»؛ «وهمانا عیسى نشانه روشنى( سوره زخرف، آیه 61.)
براى قیامت است پس در آن شک نداشته باشید.»
( جامع البیان، ج 25، ص 115 ؛ البحر المحیط، ج 9، ص 386.)
ونیز روایات شیعه وسنّى به نزول حضرت عیسى اشاره کرده است:
بخارى به سند خود از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «کیف انتم إذا نزل ابن مریم فیکم وامامکم منکم»؛ «شما را چه مىشود هنگامى که فرزند مریم در میان شما فرود آمده( صحیح بخارى، ج 4، ص 143.)
در حالى که امام شما از بین شماست.»
شیخ صدوق؛ به سندش از محمّد بن مسلم ثقفى نقل کرده که از امام باقر (ع) شنیدم که مىفرمود: «القآئم منّا منصور بالرعب... وینزل روح اللَّه عیسى بن مریم، فیصلّى خلفه»؛ «قائم از ماست که با رعب ووحشت [که در قلوب مردم مىافتد] یارى خواهد( کمال الدین، ص 331، ح 16.)
شد... وروح اللَّه عیسى بن مریم فرود آمده وپشت سر او به نماز خواهد ایستاد.»
پرسش : حضرت عیسى (ع) در کجا فرود خواهد آمد؟
پاسخ : از روایات استفاده مىشود که مکان نزول حضرت مسیح در آخرالزمان سرزمین دمشق است.
طبرانى به سند خود از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «ینزل عیسى بن مریم (ع) عند المنارة البیضاء شرقى دمشق»؛ «عیسى بن مریم کنار مناره سفید قسمت شرق در سرزمین دمشق فرود خواهد آمد.»( المعجم الکبیر، ج 1، ص 217.)
ابن کثیر مىگوید: «مسیح دجال خروج مىکند، آن گاه مسیح از آسمان بر زمین فرود مىآید ومحلّ فرود او کنار مناره سفید شرقى در دمشق هنگام نماز صبح است».( الفتن والملاحم، ص 172.)
پرسش : منجى نزد مسیحیان کیست؟
پاسخ : حضرت مسیح (ع) مبعوث شد تا مردم را بشارت دهد. کلمه «انجیل» از لغت یونانى گرفته شده وبه معناى «خبر خوش» وبشارت به رهایى آمده است. این بشارت همان قیام ملکوت خداوند ویا به تعبیر دیگرى مىتوان از آن به حکومت توحیدى در سطح کره زمین یاد نمود.
در کتاب مقّدس مىخوانیم: «بر من واجب است تا تمام شهرها را به ملکوت خدا بشارت دهم وبراى این امر فرستاده شدهام».( کتاب مقدس، عهد جدید، ص 205، رقم 43.)
در انجیل متّى آمده است: «حضرت عیسى در جمیع شهرها ودهات سیر مىکرد ودر مجامع آنها مردم را تعلیم وبه ملکوت بشارت مىداد».( انجیل متّى، 35/62/9.)
در کلمات حضرت مسیح کلمه «فرزند انسان» زیاد به چشم مىخورد، در انجیل متّى آمده است: «به حقّ مىگویم که از میان حاضرین در این مکان کسانى هستند که مرگ را نمىچشند تا اینکه فرزند انسان را مشاهده نموده که در ملکوتش مىآید».( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متّى، ص 84-82، رقم 28-13.)
ونیز مىخوانیم: «همان گونه که برق از مشرق طلوع کرده وهمه را روشن مىکند آمدن فرزند انسان نیز این چنین است».( همان، ص 104، رقم 27.)
ونیز مىخوانیم: «به همین جهت آماده باشید، در ساعتى که انتظار آن را نمىکشید فرزند انسان خواهد آمد».
( همان، 44/105/24.)
مقصود از «فرزند انسان» کیست؟ مسیحیان درصدد آن هستند که بر حضرت مسیح منطبق سازند، ولى از قرائن وشواهد موجود استفاده مىشود که مقصود از «فرزند انسان» شخصى غیر از مسیح است که همان حضرت مهدى (ع) باشد:
الف) در انجیل یوحنا از حضرت مسیح مىخوانیم: «من طالب مجد وعظمت خود نیستم در آنجا کسى است که آن را مىطلبد وحکم مىکند».( همان، انجیل یوحنّا، ص 317، رقم 50.)
ب) از عباراتى که در انجیل متّى آمده به خوبى استفاده مىشود که «فرزند انسان» در آن عبارات غیر از حضرت مسیح است که در آخرالزمان به جهت پیاده کردن ملکوت خداوند ظهور کرده وعیسى بن مریم او را متابعت ومشایعت خواهد نمود.
پرسش : ظهور منجى در اناجیل در چه وقتى معین شده است؟
پاسخ : از برخى عبارات اناجیل به دست مىآید که وقت ملکوت آسمانها که همان حکومت عدل جهانى توحیدى در روى زمین است، آخرالزمان معین شده است.
حضرت عیسى (ع) در مورد مقدمات برپایى ملکوت خداوند مىگوید: «وزود است که خبر از جنگها وشایعات بشنوید، مبادا که فزع کنید؛ زیرا حدوث آنها حتمى است، ولى نهایت عالم نخواهد بود».( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متّى، ص 102، رقم 6.)
ونیز مىفرماید: «...آنکه تا نهایت باقى مىماند اوست کسى که خلاصى مىیابد».( همان، 13/103/24.)
واین مطلب موافق روایاتى است که از رسول اکرم (ص) رسیده واشاره دارد به اینکه: «المهدىّ یخرج فى آخر الزمان»؛ «مهدى در آخرالزمان خروج خواهد نمود.»( الغیبة، طوسى؛، ص 178.)
پرسش : وسعت حکومت حضرت مهدىعلیهالسلام چقدر است؟
پاسخ : از عهد جدید استفاده مىشود که حکومت حضرت مهدى (ع) که از آن به ملکوت آسمانها یا ملکوت خداوند براى فرزند انسان تعبیر شده تمام روى زمین را فرا خواهد گرفت، در انجیل لوقا آمده است: «در آینده مردمى از شرق وغرب وشمال وجنوب زمین آمده وبر سر سفره، در ملکوت خداوند خواهند نشست».( انجیل لوقا، 29/242/13.)
ودر انجیل مرقس مىخوانیم: «وواجب است که قبل از آن به جمیع عالم بشارت داده شود».( انجیل مرقس، 10/166/13.)
در احادیث اسلامى نیز به این موضوع اشاره شده است، امام باقر (ع) مىفرماید: «القائم منّا... یبلغ سلطانه المشرق والمغرب»؛ «قائم از ما... حکومت او مشرق ومغرب عالم را فرا خواهد گرفت.»( کمال الدین، ص 330، ح 16.)
ابوداوود به سندش از رسول خدا (ص) نقل کرده که فرمود: «ویهلک اللَّه فى زمانه الملل کلّها إلاّ الإسلام»؛ «خداوند در زمان او [مهدى (ع)] اهل همه ملتها به جز اسلام را هلاک خواهد نمود.»( سنن ابىداوود، ج 2، ص 319، ح 4324.)
پرسش : اوصاف یاران منجى در اناجیل چیست؟
پاسخ : در اناجیل مسیحیان اوصافى براى یاران منجى بشریت ذکر شده که به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - اطاعت: در انجیل مرقس آمده است: «به حقّ به شما مىگویم: هرکس که همانند طفل، ملکوت خدا را نپذیرد در آن داخل نخواهد شد». مثال به طفل اشاره به اطاعت مطلق است.( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل مرقس، ص 157، رقم 15.)
2. عمل به احکام: در انجیل متّى آمده است: «این گونه نیست که هر کسى یاربّ یاربّ بگوید داخل در ملکوت آسمانها شود، بلکه هر کس به خواست پروردگار عمل کند در آسمانهاست».( همان، انجیل متّى، 21/56/7.)
3. استضعاف: در انجیل لوقا آمده است: «خوشا به حال شما اى فقرا، زیرا براى شماست ملکوت خداوند. خوشا به حال شما اى گرسنگان در امروز، زیرا در آینده سیر خواهید شد. خوشا به حال شما اى گریه کنندگان، زیرا در آینده خندان خواهید شد. این در حالى است که در جاى خود «ملکوت آسمان» به عصر ظهور تطبیق شده است».( همان، انجیل لوقا، ص 210، رقم 21ù20.)
پرسش : آیا در اناجیل به علائم ظهور منجى اشاره شده است؟
پاسخ : در انجیل متّى آمده است: «...ودر آن هنگام که عیسى در باغ زیتون نشسته بود شاگردانش به نزد او آمده وبا او خلوت کردند واز او سؤال نمودند: به ما بگو: در چه زمانى این امور تحقّق خواهد یافت وعلامت ونشانه آمدن تو وپایان عالم چیست؟»( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متّى، اصحاح 24، ص 102، رقم 3.)
ونیز مىخوانیم: «وزود است که خبر از جنگهایى مىشنوید... مبادا که فزع کنید زیرا وقوع آنها حتمى است».( انجیل متّى، 6/102/24.)
ونیز آمده است: «وهنگامى که فرزند انسان در مجد وعظمتش مىآید ودر حالى که ملائکه او را همراهى مىکنند بر روى عرش عظمتش مىنشیند وجمیع امتّها نزد او محشور خواهند شد...».( کتاب مقدس، عهد جدید، انجیل متّى، اصحاح 25، ص 107، رقم 34-31.)
در انجیل لوقا آمده است: «فریسیّون از او سؤال نمودند: چه زمانى ملکوت خداوند مىآید؟ او در جواب فرمود: ملکوت خدا غیرمترقّبه مىآید».( انجیل لوقا، 20/252/17.)
ونیز مىخوانیم: «وهنگامى که خبر از جنگها وفتنهها شنیدید فزع نکنید زیرا این امور باید در ابتدا تحقق یابد ولى این پایان عالم نیست. آن گاه به آنان فرمود: زود باشد که امتى بر امتى ومملکتى بر مملکتى قیام کند وزلزلههاى شدید وگرسنگىها وقحطىها در مکانهاى زیادى به وقوع پیوندد وزود است که امور خوفناک ونشانههاى بزرگى حادث گردد».( انجیل لوقا، 11-9/265/21.)
پرسش : هر یک از صاحبان ادیان، منجى را از دین خود مىداند راه حلّ این اختلاف چیست؟
پاسخ : در تشخیص هویّت منجى عالم در پایان تاریخ نزد صاحبان ادیان اختلاف است، هر کسى بزرگى از دین خود را رهبر این نهضت مىپندارد واو را احیاگر دین خود مىداند.
اهمّ اسباب اختلاف عبارتند از:
1 - نصوص وبشارتهاى آسمانى از آن جهت که خبر غیبى است لذا هر کسى به جهت تعصب دینى که دارد آن را به رهبر وبزرگ دینى خود حمل مىکند.
2 - علماى ادیان ودانشمندان مکاتب مختلف از آن جهت که به هوّیت وشخصیّت مهدى موعود آخرالزمان جاهلند، لذا منجى را بر رهبران خود حمل نمودند.
براى حلّ مشکل وتحدید هویّت منجى بشریّت مراحلى را باید طى نمود:
1 - تمییز بشارات ونصوص خاصهاى که در رابطه با منجى در کتابهاى مقدس آسمانى اهل کتاب وارد شده است.
2 - بررسى صفات وخصوصیات منجى در کتابهاى مقدس بدون تأثیرپذیرى از پیشفرضها.
3 - بررسى حقایق تاریخ ومقایسه آن با صفات وخصوصیاتى که در کتابهاى مقدس درباره منجى آمده است تا مصداق واقعى وهویّت شخصى منجى، معین شود.
4 - معرفى حضرت مهدى (ع) به دیگران تا قدرت تطبیق براى آنان نیز فراهم گردد.
لذا مشاهده مىکنیم که گروهى از مسیحیان با بررسى صفات وخصوصیات مصلح ومنجى جهانى در کتابهاى مقدس خود وتطبیق آنها بر منجى ترسیم شده در اسلام، به اسلام وتشیع گرویدند ومهدویت اسلامى را پذیرفتند، اینک به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - قاضى ساباطى مسیحى
او بعد از بررسى بشارت اشعیاى نبى در شأن مصلح جهانى ومناقشه در تفسیر یهود ونصارا براى آن مىگوید: «در نتیجه مقصود از این کلام همان مهدى موعود اسلامى است؛ زیرا در آنجا درباره منجى مىگوید: او به مجرّد شنیدن، جزا نمىدهد. واین با اجماع مسلمین سازگارى دارد که مىگویند: این صفت از خصوصیات مهدى موعود است».
ونیز مىگوید: «عقیده امامیه در اینکه منجى، فرزند حسن عسکرى است که در سال 255 از مادرى به نام نرجس متولد شد وسپس غایب گشت وبه اذن خداوند ظهور خواهد نمود، به واقع نزدیکتر است».( البراهین الساباطیة، ص 208ù207.)
2 - علامه محمد صادق فخر الاسلام
او که شخصى مسیحى بوده وپس از تحقیقات فراوان مسلمان شیعى شده است در کتابى به نام «انیس الاسلام» که در ردّ یهود ونصارا نوشته، در آنجا تمام بشارتها به ظهور منجى را بر حضرت مهدى موعود اسلامى منطبق کرده است.
3 - علامه محمّد رضا رضایى
او نیز که شخصى یهودى بوده واسلام را انتخاب کرده است در کتاب خود به نام «منقول رضایى» بشارات بر منجى را بر مهدى موعود منطبق کرده است.
پرسش : چگونه با وجود تحریف در تورات وانجیل به آن دو استشهاد مىشود؟
پاسخ : گاهى سؤال مىشود که شما قائل به وجود تحریف در تورات وانجیل ودیگر کتب غیر از قرآن هستید چگونه در قضیه مهدویت وسایر موضوعات به آن استدلال مىکنید؟
1 - در موضوع مهدویت چنان آیات و روایات فراوانى وجود دارد که براى اثبات آن احتیاج به منابعى دیگر غیر قرآن نباشد.
2 - استناد واستشهاد به بشارات کتابهاى آسمانى وغیر آسمانى دیگران از باب تأیید است نه اثبات.
3 - نقل بشارات از کتابهاى مقدس دیگران به جهت تقارن بین ادیان وهدایت اهل ادیان به دین حق یعنى اسلام است.
4 - کسى ادعا نکرده که تمام آنچه که در کتابهاى مقدس ادیان دیگر آمده تحریف شده است، بلکه آنچه مسلّم است اینکه بخشى از آنها مورد تحریف قرار گرفته است.
5 - در اثبات عدم تحریف در مواردى که به آنها استشهاد مىشود همین بس که در مصادر اسلامى نیز به آن اشاره بلکه تصریح شده است.
6 - برخى از بشارات کتابهاى مقدس ادیان دیگر با واقعیات تاریخى مطابقت داشته است، از قبیل اینکه: مصلح جهانى همان امام دوازدهم از ذریه اسماعیل واز نسل بهترین زنان است که ولادت او در وضع شدید واختناق سیاسى به وقوع خواهد پیوست، وبه همین جهت خداوند او را از ظالمان تا هنگام ظهور محفوظ خواهد داشت.
پرسش : چرا قوانین ادیان آسمانى پیشین به نحو اکمل پیاده نشد؟
پاسخ : پیاده شدن عدل وداد وقوانین الهى در جامعه احتیاج به گذران دو مرحله دارد:
1 - مرحله تنظیم قوانین اجتماعى از ناحیه قانونگذارى که عالم وعادل است. این مرحله با ارسال رسل وانزال کتب انجام پذیرفت.
2 - مرحله تطبیق قوانین الهى، که با گذر از دو شرط قابل پیاده شدن در جامعه بشرى است:
الف. رسیدن جامعه بشرى به رشد وتکامل فکرى، تا استطاعت درک آن قوانین را داشته باشد ونیز به آن ایمان آورد.
ب. تنفیذ کننده وپیاده کننده آن قوانین، عالم، مقتدر ومعصوم باشد تا بتواند آن قوانین را در سطح عالم پیاده نماید.
پرسش : چرا در عصر پیامبر اکرم(ص) حکومت جهانى توحیدى تحقق نیافت؟
پاسخ : بشر به مانند طفلى است که در ابتداى زندگى خود احتیاج به طىّ مدارس ومدارج علمى وعملى در سطوح مختلف دارد تا بتواند به رشد وتکامل نهایى خود برسد.
به همین جهت است که رهبران الهى بدون ایجاد شرایط وزمینه کافى براى رسیدن به آن هدف، آمادگى براى اجراى حکومت عدل جهانى را ندارند، واین به جهت نقص آنها نیست، بلکه مشکل از ناحیه نبودِ قابلیت محل است.
پرسش : بعد از ظهور اسلام خطوط کلّى براى روز موعود چگونه ترسیم شد؟
پاسخ : پاسخ این سؤال را با ذکر مقدماتى خواهیم داد:
1 - اسلام کاملترین طرح را براى تطبیق حکومت عدل جهانى توحیدى در پایان تاریخ داده است؛ زیرا اسلام آخرین شریعت آسمانى است. واز طرفى دیگر دعوت اسلام جهانى است. بشر قبل از اسلام از آنجا که فهم ودرکش به این حدّ نرسیده بود که این طرح کامل را بفهمد ودرک نماید لذا به دوره ظهور اسلام واگذار شد. موقعى پیامبر اسلام (ص) طرح حکومت عدل جهانى را داده است که بشر به این سطح عقلى وفرهنگى رسیده بود تا این طرح جامع را احساس کرده ودرک کند.
2 - پیامبر اسلام (ص) وامامان معصوم: بعد از او وبسیارى از صحابه در اخبار، از این طرح وبشارت آن به مردم سهم بسزایى داشتهاند؛ زیرا آنها حاملان اصلى این طرح هستند. این بزرگواران تمام سعى وتلاش خود را به کار گرفته وبراى آمادگى ذهنى مردم از راههاى مختلف این موضوع مهم را تثبیت نمودند، از قبیل:
الف. خبر دادن از تحقق هدف بزرگ خلقت هنگام تحقق حکومت عدل جهانى.
ب. تأکید بر اینکه رهبر این حکومت امامى معصوم از ذریه رسول خدا (ص) است.
ج. خبر از وقوع ظلم وبیدادى که قبل از ظهور در عالم گسترش خواهد یافت.
3 - خود امام مهدى (ع) نیز در آماده سازى مردم براى پذیرش این امر مهم سهم بسزایى داشته وبا پیامبر وامامان قبل از خود تشریک مساعى کرده است، از قبیل:
الف. اقامه دلیل بر ولادت ووجودش با تکرار ملاقاتها با مردم.
ب. بیان طرح کامل براى غیبت وظهورش.
| نظر |
|